زندگي مامان و بابا
X

زندگي مامان و بابا
قالب وبلاگ

ماشاالله لاحول ولا قوة الا بالله العلی العظیم

[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ ] [ مامان ] [موضوع : ] [ ]

دلبندم، مهربانم، تولدت مبارک دختر قشنگم 

7 سال از بهترین سالهای زندگیمون رو در کنارت سپری کردیم، در کنار تو که پر از عشق و مهربانی هستی، دردونه ی مامان، به وجودت افتخار می کنم و برات زیباترین و موفق ترین روزها رو آرزو می کنمبوس
امسال جشن تولدت رو با حضور دوستان هم کلاسیت برگزار خواهم کرد، خیلی هیجان داری برای رسیدن روز جشنت، امیدوارم حسابی بهت خوش بگذره، راستی یه مورد خیلی با نمک در ارتباط با تولدت : وقتی متوجه شدی که من تصمیم گرفتم شام ساندویچ کتلت باشه، گفتی "مامان کتلت خیلی تکراریه تولد باران هم کتلت داشتن، نمیشه ما پیتزاگتی بدیم!؟"
ای جان مادر که منو بردی به روزهای کوچولوتریت که همیشه اگه واژه ای رو فراموش می کردی یه چیزی توی همون ریتم و فضا می گفتی، منظورت اسپاگتی بود و کلی با شنیدنش خندیدیمبغل

خدا پشت و پناهت باشه همیشه گنجشک با محبتممحبت

[ پنجشنبه 4 خرداد 1396 ] [ ] [ مامان ] [موضوع : نیکا] [ ]

کیانم، امیدم، عزیزم تولدت مبارک دلبند مهربونم
امروز سه ساله شدی، چه زود سه سال گذشت و تو عزیز مهربونم تند تند قد کشیدی و بزرگ شدی ...
شیرین زبونم دیشب دیر خوابیدی مثل بیشتر شب ها، نمی دونم چی شده بود دیشب ازمون همبرگر می خواستی، چند بار گفتی همبرگر و چند بار هم "بیسوییت" خواستی، نمیدونم شاید دیروز خونه آقا جون کارتن باب اسفنجی نگاه کردی چون ما اصلاً همبرگر نمی خوریم، و همینطورم بیسکوییت، ای جان مادر که حرفها و رفتارات خاص خاص خودته ....
خدا همیشه پشت و پناهت باشه دردونه ی مامان، عاقبت به خیر بشی گلم، تنت سالم، دلت شاد و لبت همیشه خندون
کیان ساعتی بعد از تولد

کیان یک ساله

کیان دو ساله

کیان سه ساله

بازم تولدت مبارک اردیبهشتی کوچک منبغل

[ يکشنبه 17 ارديبهشت 1396 ] [ ] [ مامان ] [موضوع : کیان] [ ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 118 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

خداوند بزرگ و مهربون در آخرين روز ارديبهشت ماه هشتاد و نه، ماه تولد زمين، ماه تولد اولين عشقم، دومين عشقم رو بهم هديه داد. بركت و شادي رو در زندگيمون چندين برابر كرد و دلامون رو به هم نزديك تر كرد و اونقدر تغيير با ورود اين فرشته كوچولو در زندگيمون به وجود اومد كه نهايت نداره
و اما بعد از گذشت چهار سال ...
باز هم خدای خوبم در یک اردیبهشت دیگه به من هدیه دیگری عطا کرد، دومین فرشته کوچولوی من در هفده اردیبهشت سال نود و سه پا به زندگی من و بابا گذاشت،
پروردگارا تو را سپاس
افراد آنلاین
آنلاین : 1
بازدید امروز : 17
بازدید دیروز : 162
بازدید هفته گذشته : 179
کل بازدید : 249154
امکانات وب
تماس با نویسنده